السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )
390
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى )
داشتند . جواب نامهها را با خط خودش مىنوشت و مىفرستاد . علاوه بر درسهاى رسمى ، جلسهء اخلاق و سيروسلوكى داشت كه بعض علاقهمندان در آن شركت داشتند و كسب فيض مىنمودند . شبهاى پنجشنبه و جمعه نيز يك جلسه خصوصى سيارى داشت كه عدهاى از افاضل طلاب به طور خصوصى در آن شركت مىكردند و كسب فيض مىنمودند . و همين جلسات منشأ بركات فراوانى شد ، در جلسات خصوصى غالبا ساكت و آرام بود ، اگر سؤال مىشد پاسخ مىداد و الا ساكت بود . گاهى مىشد كه سكوت بر جلسه حكمفرما بود ، اما وقتى به سخن مىآمد بسيار شيرين و خوشبيان بود . داستانهاى جالب علمى و اخلاقى فراوانى به ياد داشت كه با بيان آنها مجلس را صفا و نورانيت مىداد . حقايق و معارف اسلامى را با بيانى كوتاه و شيوا در اختيار علاقهمندان قرار مىداد ، به آيات قرآن و احاديث كاملا تسلط داشت و در موارد مناسب از آنها استفاده مىكرد . سخنان پرمغز استاد از درياى دانش مايه مىگرفت و همانند چشمهء جوشانى نفوس تشنه علاقهمندان را سيراب مىكرد مىفرمود : اين تعبير را دوست ندارم ، ما اينجا گرد آمدهايم تا با تعاون و همفكرى ، حقايق و معارف اسلام را دريابيم . نگاهى نافذ و مهرانگيز داشت ، چهره نورانى او انسان را به ياد خدا مىانداخت . استاد پيادهروى را دوست مىداشت ، غالبا پياده به جلسات سيار مىرفت و در بين راه نيز به سؤالهاى علمى پاسخ مىداد . استاد ، به مقتضاى كلم الناس على قدر عقولهم مراتب استعداد افراد را براى درك معارف و مطالب علمى رعايت مىفرمود و براى هركس به مقدار فهمش سخن مىگفت . گاهى يك مطلب را با عبارات مختلف براى اشخاص متفاوت بيان مىكرد . غالبا حقايق و معارف دقيق را در قالب الفاظ و كنايات و حتى داستان و شعر در اختيار افراد قرار مىداد ، و اگر در مخاطب استعداد بيشترى را احساس مىكرد همان مطلب را بىپرده در سطح بالاترى بيان مىكرد ، اما هيچ كس حتى افراد عادى را از